پارت سی و هفتم :

فصل دوم

چشم‌هایش را که باز کرد، نگاهش به سقف مجلل اتاق افتاد. تقریبا دو روز بود که توی یکی از زیباترین هتل‌های استانبول اقامت کرده بودند. در تمام این دو روز به ستایش فکر می‌کرد... به اینکه او در چه حالی است؟ نمی‌دانست باید این سوال را از چه کس ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.